مهدیس جونمهدیس جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

مهدیس دختری از جنس ماه

ایام نوروز 92

امسال اولین عید دختر گلم بود.من و بابا وحید خوشحالیم که دختر زیبا و دوست داشتنی مثل شما داریم.با بودنت به زندگیمون صفا و برکت دادی.محبت رو تو خونمون بیشتر کردی.خاطرات عید 92 واسمون موندنی شده چون مهدیس کنارمون بوده. از روز اول عید تا 15 که خونه باباجون اینا بودیم هرروز می رفتیم گردش.بهار جنوب واقعا قشنگه.2روز پلاژ مارون بودیم که خیلی با صفا بود با خاله ها بودیم.اینم عکساش: ک   روز 4 و 5 عید عمو بهنام دوست بابا وحید با خانمش از کردستان اومده بودن پیشمون.خیلی خوش بود حیف که کم موندن.ایشالا تابستون قراره ما بریم پیششون. روز ششم رفتین سر زمین عمو خلیفه.امیررضا و مهدیس شروع کردن به خاک بازی حسابی کثیف کاری کردین و بهتون خو...
22 ارديبهشت 1392

مهدیس و اولین سفره هفت سین

  امسال تحویل سال ساعت 2 و 31دقیقه بود.قبل از تحویل سال من و خاله زهرا مشغول سفره هفت سین بودیم.مامان جون مشغول کیک درست کردن. بابا جون تو باغچه داشت به گلدوناش اب می داد وبابا وحید مشغول سر و کله زدن با شما و پسرخاله امیررضا بود.کیک اماده شد.سفره چیده شد.هممون لباس خوشکل پوشیدیم و نشستیم دور سفره تلوزیون روشن و منتظر لحظه تحویل سال .متاسفانه متاسفانه  موقع تحویل سال مهدیس خانم فوق العاده بد اخلاق بود چون خوابش میومد.مهدیس جون این وره سفره نق می زد و امیررضا جان اون وره سفره فضولی می کرد همه از دست شما کلافه شده بودن.ولی لیانا گلم مثل یه خانم اروم نشسته بود و به مهدیس و امیررضا نگاه می کرد.البته چون هنوز خیلی کوچولو بود ن...
21 ارديبهشت 1392
1